خرید بک لینک
سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا برجاست سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست تو يك روياي كوتاهي دعاي هر سحر گاهي شدم خواب عشقت چون مرا اينگونه ميخواهي من ان خاموش خاموشم كه با شادي نمي جوشم ندا

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 دی 1397 ساعت: 12:39

نمی دانم تو چه نسبتی با اشک داری که تا نامت بر زبانم جاری می شود،تا یادت در قلبم شکل می گیرد،اشک از خانه چشمانم سرک می کشد.تا نگاهت را به ذهن می آورم،قلبم تپیدن آغاز می کند.در گوشه تنهایی ام خاطراتم ر

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 دی 1397 ساعت: 12:39

چشمان منتظر من در انتظار نگاهت تا به کی خواهد ماند ؟ ایا در این خاموش صدا آن نگاه مرا فریاد خواهد زد؟ من همیشه در وسعت دشت زندگیم به مرگ زود رس خود اندیشیده ام همیشه فکر میکنم چگونه در سکوت صدا میروید

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 دی 1397 ساعت: 12:39

دلتنگم...
مثل خیلی از روزهای زندگانی ام.
این روزها هیچ کس شریک غم و دلتنگی آدمها نیست؛
تنها همدم تنهایی ها و بی کسی هایم، یک قلم و چند ورق کاغذ تا نخورده است.
اگر روزی کاغذهایم تمام شوند چه کنم؟!!

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 دی 1397 ساعت: 12:39

صفحه بندی